خرید بک لینک
زندگی کردن در سطح، راحت و آسوده است و انرژی نمیخواهد. نتیجه این نوع زندگی جز سقوط نیست. بعکس عمیق زندگی کردن قطعاً سخت و دشوار بوده ولی نهایتاً سبب تغییر در مسیر زندگی شده و صعود و تعالی فرد را به دنبال دارد. بنابر این، زندگی به معنا و مفهوم واقعی آن با تحول و دگرگونی آغاز میشود. این عمق بخشی مستلزم سعی و تلاش فراوان است.

اصل تغییر سرنوشت در روایات و قرآن جایگاه ویژهای دارد. خداوند متعال انسان را به تغییر و اصلاح روشهای رفتاری تشویق و ترغیب میکند. به حکم «إن ا... لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» قلم تغییر را به دست خود فرد داده است.

تغییر به معنا و مفهوم بازنگری در روشها، جزو اصول آفرینش است. به تعبیری تغییر اساساً امر مقدسی است. راز انقراض دایناسورها عدم پذیرش تغییر درونی است. تغییر مایه پویایی و تحرک نظام آفرینش است. در مقابل، عدم تغییر به معنا و مفهوم عدم تحرک، رکون، سکون و ایستایی است که قطعاً نتیجه ای جز سرخوردگی، افسردگی و دلمردگی در بر نخواهد داشت. تغییر بازنگری در همه امور برای دستیابی به وضعیت بهتر می باشد. گرایش به سوی نیکی ها و زیبایی ها امری فطری و غریزی است، لذا عدم تغییر مخالفت با فطرت و غرایز است.

روایاتی همچون «من ساوا یوماه فهو مغبون» و «علموا اولادکم بآداب زمانهم» دلالت بر اهمیت تغییر در زندگی دارد. بسیاری از عبادات و احکام دینی ما نیز بر همین مبنا شکل گرفته است. خمس بازنگری در درآمد سالانه است. استحاله در بحث مطهرات به مفهوم حالی به حالی شدن و از وضعیتی به وضع مطلوب درآمدن است.

هرچند تکرار نیز از پایههای زندگی اجتماعی است اما تکرار یک وضعیت مطلوب مدنظر است والا ماندن در وضعیت نامطلوب هرگز مورد تأیید نیست. حرکت از یک وضعیت نامطلوب به وضعیت مطلوب همان تغییر در جهت رشد و توسعه فردی و نهایتاً تعالی جامعه است.

برای رها شدن و آزاد گردیدن باید تغییر درونی ایجاد نمود. هجرت از خویش و ترک کردن هر چیزی که مانع پیشرفت و تکامل انسان میشود. عدم دلبستگی (خواستن در عین مفید نبودن) و وابستگی (خواستن به دلیل مفید بودن) شرط اول این حرکت است. مهاجرت به عنوان یکی از گامهای اساسی در این مسیر در قرآن مورد تأکید قرار گرفته است. «و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغماً کثیراً و سعه» هجرت با جهاد در راه خدا همراه شده است. «والذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمه الله». هجرت نبوی به عنوان یک قاعده و ضابطه در برابر جمود و خمودگی حاکم بر جامعه و برای پویایی و حرکت فرد و جامعه به سوی یک اندیشه نو و به عنوان یک هجرت آگاهانه باید همواره مورد توجه قرار گیرد. «ولاترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار»

فرار نخبگان به دلیل دوام نیاوردن در محیطهای نامناسب با این نگرش مورد تأیید است و محل مناقشه نباید باشد. اصل اولیه امر به معروف و نهی از منکر بر مبنای درجات و مراتب آن، رویگردانی و مهاجرت است. پایه و مبنای حرکت امام حسین (ع) نیز چیزی غیر از این نیست که فرمود: «خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی» برای جلوگیری از خونریزی در حرم امن خداوندی به لحاظ قداست مکه و برای اینکه مجبور به پیمان با ظلم نگردد، صحنه را خالی میکند. حرکت اصلاحی به معنا و مفهوم دقیق آن در همین جابه جایی نهفته است.

در مقابل تغییر معمولاً مقاومت وجود دارد و این ریشه در دشواری و سختی مسیر است، لکن «إن مع العسر یسرا» زمینهساز تحمل این سنگلاخهاست. «تا نیاید باد و باران گل کجا بویا شود تا نبیند مرد سختی کی گردد تمام»

و باید دانست که «قدر الرجل علی قدر همته» ارزش انسان به اندازه همت والای اوست که «همم الرجال تقلع الجبال». همت بلنددار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیدهاند.

برچسب: نویسنده: هلیا اکبری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 2:57

صفحه بندی