مقدمه:
در مواجهه با «مسايل اجتماعي» (اعم از معروف و منكر) كه در جامعه نمود پيدا مي كند و درصد قابل توجهی از افراد جامعه آن را به عنوان يك پديده مثبت (هنجار) يا منفي (نابهنجار) تلقی کنند و به تعبیری «عمومیت» پیدا می کند،[1] به منظور «تقويت يا تضعيف» آنها، چگونه بايد برخورد نمود؟
مشخصه اصلی یک جامعه سالم، رصد نمودن همه «مسایل اجتماعی» است تا زمینه پیدایش خوبی ها را فراهم کند و مسیر ورود بدی ها را سد کند تا یک امر نامطلوب، شکل عادی پیدا نکند. اما، یافتن راهکارهای گسترش یا کاهش مواردی که در آن جامعه ظهور و رواج پیدا کرده اند، حائز اهمیت است.
بديهي است «بي تفاوتي» نسبت به این مسایل، موجه و مورد پذيرش هیچ عقل سلیمی نيست و اساساً يك جامعه پويا و شایسته خواه، نيازمند اصلاح ارتباط بوده و برای این منظور ناگزیر از واكنش (مثبت یا منفی) در قبال «مسایل اجتماعی» است. حیات و ممات جامعه با این معیار سنجیده می شود. نهاد «امر به معروف و نهي از منكر» در جامعه اسلامی نشانگر این است که معروف و منکر در جامعه وجود دارند و واکنش نسبت به آنها یک ضرورت اجتماعی است. در صورت ناديده گرفتن اين پديده ها، ممكن است موضوع به مرور به وادي فراموشي گذارده شود و رنگ ببازد يا به صورت افسار گسيخته در جامعه شيوع پيدا كرده و رفته رفته به یک هنجار تبدیل شده و دامنه آن به حدي برسد كه مهار نشدنی و غيرقابل كنترل شود.
بنابر این، نوع برخورد با این مسایل حایز اهمیت بوده و نکته اساسی این است که این واکنش (مثبت یا منفی) باید چگونه و در چه ظرفی انجام شود؟ در این مجال به دنبال آن هستیم تا راه های مختلف مواجهه با «مسایل اجتماعی» را بررسی کنیم.
الف - چشم پوشی در «مسايل اجتماعي»:
همانگونه كه قبلاً بيان شد، «چشم پوشي» در فرهنگ اسلامی، هرگز به معناي «بي تفاوتي[2] و بی اعتنایی و عدم واکنش نسبت به یک رفتار» نيست و بين آنها فرق است.[3] اجمالاً اينكه «چشم پوشی»، متضمن انزجار قلبی بوده و یک ماهیت «ارشادی» داشته و حامل یک پیام مشخص است و از اين رو، نوعی «برخورد غیرمستقیم غیرکلامی»[4] محسوب می شود.
با این وصف، سوال این است که در مواجهه با «مسایل اجتماعی»، آيا «چشم پوشي» كارايي لازم را دارد؟
«چشم پوشي» به معنا و مفهومی که گفته شد، در فضايي تحقق مي يابد كه نوعي رابطه عاطفي خاص بين افراد حاكم است. در این فضا، به دلیل تأثیر قابل توجه «چشم پوشي» و در راستای استحکام بخشی به آن رابطه عاطفی، استفاده از این شیوه، لازم است. بنابر اين، در صورت نبود چنین رابطه ای، اساساً «چشم پوشي» كارايي لازم را نخواهد داشت. به همین دلیل، در حوزه «مسايل اجتماعي» که کمتر چنین رابطه ای وجود دارد، فقط در محدوده هايي كه اين نوع ارتباط به چشم می خورد، امكان استفاده از اين ابزار وجود دارد، اما در مواقعي كه چنين ارتباطي وجود ندارد، استفاده از ابزار «چشم پوشي» به عنوان یک حربه برای مواجهه با آن، اصولاً بی معناست و توسل به آن، «بی تفاوتی» تلقی خواهد شد.
ب - تذکر لسانی در «مسایل اجتماعی»:
با توجه به اینکه «بی تفاوتی» در قبال «مسایل اجتماعی» پذیرفته نشد و از طرفی، «چشم پوشی» هم منحصر به وجود رابطه عاطفی خاص گردید و در مواقعي كه چنین ارتباطی وجود ندارد، کارایی لازم را نخواهد داشت، حال باید دید در چنین مواقعی، نقش مردم در مواجهه با «مسایل اجتماعی» چیست و از چه ابزاري می توان استفاده کرد؟
قبل از بیان هر مطلبی، باید در نظر داشت که اگر پدیده ای در جامعه شکل گرفت و از جمله «مسایل اجتماعی» شد، ابتدا باید توسط نهادهای مسئول، ریشه یابی شده تا بتوان با شیوه صحیح در جهت «تقويت يا تضعيف» آن گام برداشت. البته در این مسیر، شیوه کارا و اثربخش، «برخورد تدریجی» با موضوع است که نمونه های آن در فرهنگ اسلامی ما بسیار بیان شده و مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله می توان به شیوه برخورد تدریجی پیامبر گرامی اسلام با فرهنگ غلط عرب جاهلیت در «شرابخوارگی» را نام برد.[5]
از طرفی، مسلماً در یک جامعه قانونمند، شیوه دخالت افراد در مواجهه با این مسایل باید ساماندهی شود و در مسیر مشخصی قرار گیرد. همانگونه که بارها صاحب نظران تأکید کرده اند، بالاترین حد ورود مردم در این مسایل، «تذکر لسانی» با رعایت شرایط است[6] که در قالب «حرکت های فردی یا جمعي» قابل پیاده کردن است. اصولاً افراد جامعه، وظیفه ای فراتر از پیامبران که مأمور ابلاغ بودند، ندارند.[7] تجاوز از این حد و توسل به شیوه «برخورد فیزیکی»، در مواجهه با «مسایل اجتماعی»، از حدود اختیار مردم خارج بوده و باید از طریق مجاری قانونی مربوط صورت گیرد.
بنابر این، روشن است که در مواجهه با «مسایل اجتماعی» نمی توان همه مراحل را به یک فرد یا جمع محدودی از افراد جامعه سپرد. به نظر می رسد وقتی موضوعی «مسأله اجتماعی» شد و عمومیت پیدا کرد، به کارگیری «تذکر لسانی به صورت فردی یا جمعی»، به تنهایی برای «تقویت یا تضعیف» آن مسأله چندان مؤثر نیست، بلکه اثربخشی استفاده از حربه «حركت های فردي یا جمعی» در قالب «تذكر لساني»، به مفهومی که گفته شد، نيازمند پيش زمينه هايی است که بدون تحقق یافتن آنها، این نوع حرکت ها مؤثر در مقام نبوده و چه بسا تبعات منفی به دنبال داشته باشد. به تعبیر دیگر، تجویز ورود افراد به این عرصه ها، مستلزم یکسری مقدمات است.
مسیر اجرای فریضه الهی «امر به معروف و نهی از منکر»، دارای مراحل مختلفی است. اولین گام، «شناخت دقیق معروف و منکر» و «تعیین مصادیق آن» است که «مرحله شناخت فعل» نامیده می شود و همچون استطاعت در حج، «شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر» است.[8] سپس «آگاهی لازم نسبت به شرایط زمان و مکان برخورد (از جهت آمادگی تذکر دهنده و پذیرش در طرف مقابل)» است که آن را «مرحله تشخیص» می نامیم و بالاخره مرحله آخر، «چگونگی برخورد و مواجهه با مسئله» یعنی «مرحله اجرا» است. لذا، ورود افراد جامعه به این عرصه، مستلزم داشتن شناخت دقیق و مناسب هر یک از این مراحل است و زمانی می توان انتظار حرکت از سوی افراد جامعه در قبال این مسایل را داشت که این شرایط فراهم باشد.
با توجه به مطالب فوق:
1- «حکم مسأله اجتماعی و معروف یا منکر بودن آن» و همچنین مصادیق آن، باید در شرع یا قانون یا نزد اکثریت عقلای جامعه، اتفاق نظر وجود داشته باشد. به تعبیر دیگر، معروف و منکر «قطعی» باشد. در این صورت، واکنش (تذکر لسانی) آنها نسبت به موضوع یادشده، مورد مخالفت قرار نخواهد گرفت والا چنانچه این توافق وجود نداشته باشد، طرف مقابل، پذیرای این واکنش نبوده و اثری بر آن مترتب نیست. به همین دلیل، مطابق فتوای مشهور، در این قبیل موارد، «امر به معروف و نهی از منکر» واجب نیست.[9]
2- برای تسهیل مرحله «شناخت معروف و منکر» و «تعیین حدود دخالت افراد»، لازم است قدرت حاکمه، موضع خود را نسبت به آن دسته از «مسایل اجتماعی» که حائز اهمیت بوده و ضرورت قانونی کردن آنها احساس می شود، به روشنی بیان کند و مبانی قانونی لازم برای آن مسئله را پیش بینی کند. بدین ترتیب، ضمن تأکید بر حقوق افراد جامعه، راهکارهای لازم برای برخورد افراد با موضوع را تبیین کرده و زمینه جلوگیری از تعرض به آن حقوق را ساماندهی کند. در این صورت، «حرکت های فردی و جمعی» دارای پشتوانه قانونی است. البته این بدان معنا نیست که چنانچه قدرت حاکمه در قبال موضوعی، موضع گیری ننمود یا اساساً موضع گیری نامناسبی داشت، مردم نتوانند چنین عملکردی را مورد انتقاد قرار دهند، بلکه حق انتقاد مردم نسبت به حکومت از مهمترین حقوق شناخته شده در اکثر نظام هاست.
3- آموزش های لازم برای هر یک از مراحل سه گانه «شناخت معروف و منکر»، «آگاهی نسبت به شرایط زمانی و مکانی لازم برای برخورد» و «چگونگی برخورد و مواجهه با مسئله» را به طرق مختلف در اختیار افراد جامعه قرار داد تا رفتار آنان در این مواجهه، مؤثر واقع شده و بازتاب منفی در جامعه ایجاد نکند یا کمترین تالی فاسد را داشته باشد.[10] برای این منظور، دستگاه های متولی امر فرهنگ عمومی، مسئولیت بیشتری داشته و باید بسترهای لازم برای هر نوع شناخت افراد در این زمینه را فراهم کنند.
4- به منظور اثربخشی به این نوع «حرکت های فردی و جمعی»، باید ابتدا از طرق مختلف فرهنگ سازی کرده تا جماعتی را که نسبت به مسئله موردنظر رأی ممتنع دارند، با نگاه مورد قبول شرع یا قانون یا اکثریت عقلای جامعه، همراه ساخت و جماعت مخاطب نیز واکنش نامناسب نشان ندهد. از طرف دیگر، هیچ کس از بیان انتقاد نسبت به دیگری واهمه نداشته باشد.
در پایان یادآور می شود که هر چند حرکت خودجوش مردمی در قالب تجمعات و هسته های چند نفره (تبلیغی یا اعتراضی)، نیز مستلزم رعایت پیش شرط های مورد اشاره است، اما بی تردید این نوع حرکت ها به دلیل مدیریت آگاهانه، نقش قابل توجهی در مواجهه با «مسایل اجتماعی» دارد و چه بسا در این نوع مسایل با توجه به گسترش آنها در سطح جامعه، بهترین شیوه باشد. در این شیوه، طیفی از مردم بویژه گروه های مرجع (نظیر ورزشکاران، بازیگران، شاعران، نویسندگان) با شناخت درست موضوع و در چارچوب مقررات قانونی، موضع جمعی خود را نشان می دهند و بدین ترتیب زمینه سایر حرکت ها و اقدامات فراهم می شود. در تأیید این شیوه علاوه بر آیات و روایات متعدد،[11] می توان به توصیه پیامبر گرامی اسلام به «گروه نمازگزار» برای مست نبودن در حال نماز اشاره کرد که در راستای زدودن سنت غلط «شرابخوارگی»، ابتدا به این شیوه متوسل گردید.[12]
[1] «عمومیت» در اینجا به معنای این نیست که اکثریت جامعه آن را انجام می دهند، بلکه به این معناست که نمود آن در سطح جامعه زیاد شده است.
[2] در «بی تفاوتی» اصلاً میل بر مخالفت نسبت به یک موضوع وجود ندارد، اما در «چشم پوشی (اغماض)» اصولاً میل بر مخالفت و مقاومت است و فرد در عین توانایی و قدرت بر آن، به دلیلی میل خود را سرکوب و مهار می کند. البته با این نوع حرکت خود، نوعی توجه به مخاطب می دهد.
[8] تحریر الوسیله، امام خمینی.
[9] تحریر الوسیله، امام خمینی.
[10] مطابق فتوای مشهور، این آموزش واجب است تا شخص دچار خلاف شرع و منکر نشود.
[11] اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه، فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله (اصول کافی، ج1، باب بدع). در این حدیث تأکید بر حضور علما در برخورد با بدعت ها شده است.
برچسب:
نویسنده: هلیا اکبری