مقدمه
مسیر اجرای امر به معروف و نهی از منکر در فقه اسلام کاملاً تعریف شده و شرایط ورود به آن تبیین گردیده است.
مسئله ای که گذرا مطرح شده است اینکه هرگاه در انجام این فریضه نتیجه ای حاصل نشد و حرکت اصلاحی توسط مخاطب پذیرفته نشد، وظیفه چیست؟ آیا انجام این فریضه ساقط می شود و یا اینکه آمر به معروف و ناهی از منکر باید به حرکت اصلاحی خود ادامه دهد؟ و در این صورت، تکرار حرکت اصلاحی در چه شرایطی و تا چه حدی مطلوب است؟
دیدگاه های متفاوت
بدواً ممکن است این دیدگاه مطرح شود که در چنین حالتی باید ترک نصیحت کرد و فرد را به حال خود واگذار نمود. همچنانکه سعدی (ره) در گلستان اشاره کرده است: "دیدم که نصیحت نمی پذیرد و دم گرم من در آهن سرد او اثر نمی کند، ترک مناصحت (پندآموزی) گرفتم و روی از مصاحبت او بگردانیدم و قول حکما کار بستم: بلغ ما علیک فإن لم یقبلوا ما علیک."[1] در مقابل، رویکرد دیگر این است که آمر به معروف و ناهی از منکر تحت شرایطی باید با تکرار تذکر و نصیحت (در قالب های مختلف[2]) و در صورت لزوم، توسل به سایر شیوه های اجرایی این فریضه، به مسیر خود ادامه دهد. این اندیشه نیز بر این پایه شکل گرفته است که: "گر چه دانی که نشنوند، بگوی - هر چه دانی ز نیکخواهی و پند".
تفاوت این دو دیدگاه، ریشه در فلسفه امر به معروف و نهی از منکر دارد. چنانچه هدف از اجرای این فریضه زدودن بی تفاوتی مردم در جامعه باشد، لذا با یک مرتبه تذکر این مقصود حاصل شده است و نیازی به تکرار آن نیست. اما در صورتی که هدف اصلاح جامعه باشد، تکرار تحت شرایطی برای تحقق آن ضروری است.
با این توضیح، در این مجال درصدد هستیم ضمن اشاره گذرا به اهمیت تکرار در امر تبلیغ، حدود و شرایط توسل به این شیوه را بیان کنیم.
اهمیت تکرار
تکرار پایه و اساس زندگی اجتماعی است.[3] جایگاه مهم این ابزار، در کنار قدرت تأثیرگذاری روانی آن سبب شده که امروزه به عنوان یکی از مهمترین شیوه ها در عرصه تبلیغات (تجاری، سیاسی و ...) مورد توجه قرار گیرد. با تکرار موضوع، در واقع اجباری از بیرون بر افراد انسانی وارد گردیده و آنان را وادار به انجام کاری یا نهی از اقدامی و خلاصه اتخاذ طرق دلخواه ویژه ای می کند.[4] طبقات مختلف جامعه از نیروی فوق العاده نهفته در درون آن برای دستیابی به منافع خود بهره می جویند.
تکرار در مسیر هدایت
با توجه به کارکرد تکرار و با لحاظ اینکه مبنای امر به معروف و نهی از منکر خیرخواهی است که بر اساس غریزه غیرخواهی معنا و مفهوم پیدا می کند، لذا در مسیر هدایت و نجات فرد و جامعه نباید درجا زد و دست از تلاش برداشت. مفهوم صبر در راه تبلیغ که در ادبیات دینی تأکید شده است و شأن انبیاء الهی[5] و از اوصاف پارسایان[6] دانسته شده است، علاوه بر استقامت در برابر سختی ها و تلخی ها،[7] به خسته نشدن و دلزده نگردیدن از تکرار هر نوع اقدام برای دستیابی به هدف نیز دلالت دارد.
محدودیت های تکرار
هر چند تکرار مطلوب شناخته شد، اما در عین حال باید توجه داشت که:
اولاً- طبق آنچه در فقه آمده است، در صورتی که آمر به معروف و ناهی از منکر بداند امر و نهی او تأثیر نخواهد کرد، اساساً این فریضه ساقط می شود. بنابر این، باید علت دست نیافتن به نتیجه دلخواه (اعم از شرایط درونی فرد مخاطب یا عوامل بیرونی) دقیقاً ارزیابی شده تا مشخص گردد فرد آمادگی پذیرش را دارد یا خیر؟ با این وصف، هرگاه معلوم شود تکرار موثر واقع نمی شود، شرط اجرای این فریضه وجود ندارد و نباید مجدداً وارد این معرکه شد.
ثانیاً- تکرار، دارای ضابطه و قاعده و حد و مرزی معینی است. چنانچه مبتنی بر اصول اخلاقی و روانشناسی نباشد و بیش از حد معمول به کار گرفته شود، ممکن است اثر معکوس داشته باشد و حالت دلزدگی، تنفر و لجاجت ایجاد کند و باعث لوث شدن موضوع شود.
با این وصف، استفاده از ظرفیت تبلیغی تکرار، باید به عنوان یک مهارت در افراد تقویت شود و با آشنایی کامل نسبت به ضوابط و قواعد حاکم بر آن بدان چنگ زد..
[1] سعدی، حکایت 5، در تأثیر تربیت، ص 233.
[2] موضوع واحد را یک نفر چندین مرتبه متذکر شوند یا موضوع واحد را چند نفر در ظرف های زمانی و مکانی مختلف یادآوری کنند.
[3] تکرار یک پدیده در علم فیزیک، به صورت "تموج" و در علوم اجتماعی، تحت عنوان "تولید مثل" و در علوم انسانی، شکل "تقلید" پیدا می کند.
[4] تکنیک رسوخ و نفوذ در افراد.
[5] "فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل"
[6] و فی الزلزال وقور (خطبه همام، نهج البلاغه)
[7] آیاتی همچون "فاصبر علی مایقولون و ..." و "فاستقم کما امرت" از این جمله اند.
برچسب:
نویسنده: هلیا اکبری